بازگشت به بلاگ
🎬🍿 فیلم و سریال 23 شهریور 1405 ویرایش‌شده

مینیون‌ها و هیولاها؛ ادای احترام پیر کافین به تاریخ هالیوود و سینمای کلاسیک!

مینیون‌ها و هیولاها؛ ادای احترام پیر کافین به تاریخ هالیوود و سینمای کلاسیک!

مینیون‌ها و هیولاها؛ وقتی مینیون‌ها به تاریخ هالیوود سر می‌زنند

اگر فکر می‌کنید «مینیون‌ها و هیولاها» فقط قرار است یک ماجراجویی بامزه و شلوغ دیگر با حضور موجودات زرد و دوست‌داشتنی ایلومینیشن باشد، احتمالاً از همان اول فیلم متوجه می‌شوید که قضیه کمی متفاوت است. پیر کافین، خالق و کارگردان فیلم، این بار بیشتر از اینکه فقط به آینده مینیون‌ها فکر کند، سراغ گذشته رفته؛ آن هم گذشته‌ای پر از هیولاهای کلاسیک، ستاره‌های کمدی، فیلم‌های صامت و روزهای طلایی هالیوود.

کافین در گفت‌وگویی با Den of Geek توضیح داده که ایده اصلی فیلم از همان ابتدا این بوده که «مینیون‌ها و هیولاها» حال‌وهوایی متفاوت با قسمت‌های قبلی داشته باشد. او نمی‌خواسته همان شوخی‌ها و فرمول‌های همیشگی را دوباره تکرار کند. به همین دلیل، این بار مینیون‌ها را وارد دنیایی کرده که پر از ارجاع به تاریخ سینماست.

از لوگوی یونیورسال تا اسب معروف ادوارد مویبریج

فیلم حتی قبل از اینکه داستان اصلی‌اش را شروع کند، یک شوخی سینمایی جالب دارد. لوگوی یونیورسال به شکلی متفاوت و قدیمی روی پرده ظاهر می‌شود؛ حرکتی که مستقیماً به سال‌های ابتدایی فعالیت این استودیو برمی‌گردد.

کافین می‌گوید برای ساخت این بخش حتی سراغ یوتیوب رفته و نسخه‌های قدیمی لوگوی یونیورسال را پیدا کرده است. او آن‌ها را کنار هم گذاشته، تغییر داده، برعکس کرده و افکت‌هایی رویشان اعمال کرده تا به نتیجه‌ای برسد که در ابتدای فیلم می‌بینیم.

بعد از آن هم نوبت به یکی از قدیمی‌ترین تصاویر متحرک تاریخ سینما می‌رسد: آزمایش معروف ادوارد مویبریج در سال ۱۸۷۸ که حرکت یک اسب در حال دویدن را ثبت کرده بود. البته این بار، طبق معمول، مینیون‌ها هم دستی در کار دارند!

از همین چند ثانیه اول می‌شود فهمید که قرار است با فیلمی طرف باشیم که عاشق سینماست.


هیولاهایی که کافین با آن‌ها بزرگ شد

کافین از کودکی علاقه زیادی به هیولاهای کلاسیک داشته است. او که پیش از مهاجرت به آمریکا در فرانسه بزرگ شده بود، می‌گوید در سال‌های کودکی‌اش بسیاری از فیلم‌های ترسناک آمریکایی را نمی‌شناخت. وقتی بعدها به آمریکا رفت، از طریق تلویزیون با فیلم‌هایی مثل «فرانکنشتاین» و «مگس» آشنا شد و حسابی تحت تأثیرشان قرار گرفت.

یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های او «مومیایی» محصول ۱۹۳۲ با بازی بوریس کارلوف بوده و ردپای همین علاقه را می‌توان در «مینیون‌ها و هیولاها» هم دید.

اما فقط هیولاهای یونیورسال نیستند که در این فیلم حضور ذهنی دارند. کافین از «بلاب» محصول ۱۹۵۸ هم به عنوان یکی از فیلم‌هایی یاد می‌کند که در کودکی واقعاً او را ترسانده است.

او تعریف می‌کند که در دهه ۷۰ میلادی، وقتی «بلاب» را در فرانسه دیده، به شدت ترسیده بوده. همین خاطره بعدها تبدیل به یکی از ایده‌های اصلی برای طراحی هیولای فیلم شده است.

به همین دلیل، هیولای نهایی «مینیون‌ها و هیولاها» هم ظاهری عجیب، ژله‌ای و ترسناک دارد و تا حدی یادآور همان موجود مشهور «بلاب» است؛ البته با چاشنی موجودات لاوکرفتی و البته سبک مخصوص مینیون‌ها.


مینیون‌ها و استادان کمدی صامت

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های فیلم زمانی اتفاق می‌افتد که مینیون‌ها وارد دنیای هالیوود قدیم می‌شوند. اینجا دیگر پای هیولاها وسط نیست؛ بلکه نوبت به یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان تاریخ کمدی می‌رسد: کمدی فیزیکی و اسلپ‌استیک.

فیلم به آثار و سبک کمدین‌هایی مثل چارلی چاپلین، باستر کیتون و هارولد لوید ادای احترام می‌کند؛ همان هنرمندانی که بخش بزرگی از کمدی فیزیکی سینما را شکل دادند.

کافین معتقد است مینیون‌ها اساساً ریشه‌ای مشترک با همین کمدین‌های قدیمی دارند. شخصیت‌هایی که زیاد حرف نمی‌زنند، مدام درگیر دردسر می‌شوند و بیشتر از دیالوگ، با حرکت و خرابکاری مخاطب را می‌خندانند.

اگر به این ویژگی‌ها نگاه کنیم، شباهت مینیون‌ها با قهرمانان کمدی صامت واقعاً جالب می‌شود.

حتی «مینیون‌ها و هیولاها» چند صحنه معروف از تاریخ کمدی را هم بازسازی می‌کند؛ البته با نسخه مخصوص خودش.

یکی از این صحنه‌ها از «ایمنی آخر از همه!» محصول ۱۹۲۳ الهام گرفته شده؛ همان فیلمی که هارولد لوید در آن از عقربه‌های یک ساعت بزرگ آویزان می‌شود.

صحنه بعدی یادآور «استیم‌بوت بیل جونیور» با بازی باستر کیتون است؛ جایی که یک ساختمان روی سر شخصیت اصلی خراب می‌شود.

و بعد هم به «عصر جدید» چارلی چاپلین می‌رسیم؛ فیلمی که در سال ۱۹۳۶ تصویری ماندگار از انسان گرفتار در دنیای صنعتی ارائه کرد.

البته در نسخه مینیونی این اتفاقات قرار نیست جدی باشند. ایده کافین این بوده که شاید اصلاً این مینیون‌ها بوده‌اند که تمام این خرابکاری‌های معروف تاریخ سینما را به وجود آورده‌اند!

قطار، پلیس‌های کی‌استون و یک شوخی با تاریخ سینما

یکی از صحنه‌های مهم فیلم، فرار مینیون‌ها با یک قطار است. این بخش به فیلم «سرقت بزرگ قطار» محصول ۱۹۰۳ اشاره دارد؛ یکی از آثار بسیار مهم دوران ابتدایی سینما.

اما کافین نمی‌خواست این ارجاع را خیلی زود و مستقیم لو بدهد. بنابراین مخاطب ابتدا تصور می‌کند وارد یک فیلم وسترن شده است، اما ناگهان با پلیس‌های معروف کی‌استون روبه‌رو می‌شود.

این پلیس‌ها از شخصیت‌های مشهور فیلم‌های کمدی اوایل قرن بیستم بودند و حضورشان باعث می‌شود فضای فیلم ناگهان از وسترن به هالیوود دهه ۲۰ میلادی تغییر کند.

به گفته کافین، هدفش این بوده که مخاطب قدم‌به‌قدم متوجه شود در چه دوره‌ای قرار دارد و هر بار با یک سرنخ تازه غافلگیر شود.

وقتی مینیون‌ها وارد عصر طلایی هالیوود می‌شوند

فیلم در ادامه سراغ دوره‌ای می‌رود که هالیوود داشت تغییر بزرگی را تجربه می‌کرد؛ یعنی زمانی که سینمای صامت کم‌کم جای خودش را به فیلم‌های ناطق می‌داد.

کافین برای این بخش از فیلم‌های مختلفی الهام گرفته است. «آواز در باران»، «آرتیست» و حتی «بابیلون» از آثاری هستند که به دوران گذار سینمای صامت به ناطق پرداخته‌اند.

یکی از صحنه‌های فیلم که در آن دخترانی با لباس‌های صورتی روی صحنه ظاهر می‌شوند، از ظاهر و اجرای دبی رینولدز در «آواز در باران» الهام گرفته شده است.

اما کافین می‌گوید ایده اصلی این صحنه بیشتر از «گتسبی بزرگ» و مهمانی‌های پرزرق‌وبرق آن دوران آمده است.

در عین حال، شباهت این صحنه به مهمانی‌های دیوانه‌وار فیلم «بابیلون» را هم نمی‌توان نادیده گرفت؛ مخصوصاً با حضور حیوانات عجیب و غریب و فضایی که نشان می‌دهد آدم‌های ثروتمند هالیوود انگار می‌توانستند هر چیزی را که می‌خواهند وارد مهمانی‌شان کنند.

کافین البته می‌گوید ایده او پیش از اینکه «بابیلون» را ببیند شکل گرفته بود و بیشتر از کمدی «مهمانی» ساخته بلیک ادواردز الهام گرفته بود؛ فیلمی که در آن هم یک فیل وارد یک مهمانی عجیب‌وغریب می‌شود.

همشهری کین هم سهم خودش را دارد

در میان تمام ارجاعات فیلم، «همشهری کین» جایگاه ویژه‌ای دارد.

کافین می‌گوید از همان جلسات ابتدایی طراحی فیلم، ایده‌ای برای اشاره به «همشهری کین» داشته‌اند. البته در مراحل مختلف، گزینه‌های دیگری هم مطرح شده بود؛ از فیلم «فرانکنشتاین» گرفته تا آثار حماسی و فیلم‌های وسترن.

در نهایت، «همشهری کین» انتخاب شد؛ بیشتر به خاطر ظاهر و فضای بصری‌اش.

البته در این بخش می‌توان ردپای آثار دیگری مثل «جشن بزرگ» و حتی «شاهین مالت» و «کازابلانکا» را هم پیدا کرد.

یکی از شوخی‌های جالب فیلم هم زمانی اتفاق می‌افتد که یکی از مینیون‌ها خودش را «جیمز» معرفی می‌کند و در محیطی شبیه دفتر کارآگاه‌های فیلم‌های نوآر قرار می‌گیرد؛ فضایی که یادآور شخصیت‌های هامفری بوگارت است.

ادای احترام به برادران وارنر

«کازابلانکا» تنها چیزی نیست که در این فیلم به تاریخ استودیوهای بزرگ هالیوود مربوط می‌شود.

کافین در طراحی دو شخصیت قدرتمند فیلم از جک و هری وارنر، بنیان‌گذاران استودیوی برادران وارنر، الهام گرفته است.

این دو شخصیت در فیلم ترکیبی از آدم‌های قدرتمند و مدیران سختگیر هالیوود قدیم هستند. اما کافین نمی‌خواسته آن‌ها فقط کاریکاتوری از آدم‌های شرور باشند.

برای همین، بخشی از شخصیت‌پردازی آن‌ها را انسانی‌تر کرده و حتی به «کازابلانکا» و آهنگ معروف «As Time Goes By» هم اشاره کرده است.

این جزئیات شاید برای بچه‌ها چندان قابل تشخیص نباشد، اما برای بزرگسالانی که با تاریخ سینما آشنایی دارند، می‌تواند یکی از بامزه‌ترین بخش‌های فیلم باشد.

چرا باید این همه ارجاع در یک فیلم کودکانه وجود داشته باشد؟

شاید مهم‌ترین سؤال همین باشد. چرا باید در فیلمی درباره مینیون‌ها، به «همشهری کین»، باستر کیتون، چاپلین یا فیلم‌های صامت اشاره شود؛ در حالی که بسیاری از کودکان حتی اسم این آثار را هم نشنیده‌اند؟

جواب کافین ساده است: لازم نیست بچه‌ها همه این ارجاعات را بفهمند.

از نظر او، شوخی اصلی همچنان درباره خود مینیون‌هاست. اما اگر کودکی بعد از دیدن فیلم کنجکاو شود و دنبال این شخصیت‌ها و فیلم‌ها بگردد، اتفاق فوق‌العاده‌ای افتاده است.

مثلاً ممکن است یک بچه با دیدن صحنه‌های باستر کیتون بپرسد: «این آدم کیه؟»

بعد برود سراغ اینترنت، چند ویدیو از بدلکاری‌های کیتون ببیند و تازه متوجه شود که با یکی از بزرگ‌ترین کمدین‌های تاریخ سینما طرف است. بعد هم شاید سراغ فیلم‌هایی مثل «ژنرال» یا «فیلمبردار» برود.

از نگاه کافین، این دقیقاً همان چیزی است که سینما می‌تواند انجام دهد؛ پلی باشد بین نسل‌های مختلف.

مینیون‌ها؛ بچه‌های سینمای صامت

در نهایت، چیزی که «مینیون‌ها و هیولاها» را جذاب می‌کند فقط تعداد زیاد ارجاعات سینمایی‌اش نیست. نکته جالب این است که بسیاری از این ارجاعات واقعاً با ذات خود مینیون‌ها ارتباط دارند.

مینیون‌ها شخصیت‌هایی هستند که بیشتر با حرکت، خرابکاری، واکنش‌های اغراق‌شده و کمدی فیزیکی مخاطب را می‌خندانند؛ درست همان چیزی که سال‌ها قبل، چاپلین، کیتون و هارولد لوید انجام می‌دادند.

کافین هم دقیقاً روی همین شباهت دست گذاشته است.

شاید به همین دلیل باشد که «مینیون‌ها و هیولاها» را بتوان نوعی سفر در تاریخ سینما دانست؛ سفری که از نخستین تصاویر متحرک شروع می‌شود، از هیولاهای کلاسیک یونیورسال عبور می‌کند، به کمدی صامت و عصر طلایی هالیوود می‌رسد و در تمام این مسیر، چند مینیون زرد و خرابکار را هم با خودش همراه می‌کند.

و شاید مهم‌تر از همه اینکه کافین امیدوار است بچه‌ها بعد از تمام شدن فیلم فقط به مینیون‌ها فکر نکنند؛ بلکه کنجکاو شوند و بروند سراغ فیلم‌هایی که این شخصیت‌های زرد به آن‌ها ادای احترام کرده‌اند.

چون به قول کافین، فیلم‌های خوب تاریخ مصرف ندارند. حتی اگر سیاه‌وسفید باشند و بیشتر از صد سال از ساخته شدنشان گذشته باشد، هنوز هم می‌توانند مخاطب را بخندانند، هیجان‌زده کنند و تحت تأثیر قرار دهند.

مقالات مرتبط

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

برای ارسال کامنت باید وارد حساب کاربری شوید.

ورود / ثبت‌نام
منوی سریع

تنظیمات تم

حالت

رنگ

ویرایش پروفایل

ویرایش تصویر پروفایل

📸 وضعیت:

کلیک کنید یا Drag & Drop

برش تصویر

crop